سيد محمد كمره اى
893
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ملاقات و هم دستور انتخابات آنجا را از شما بگيرد . بعد از مقدارى صحبت رفته ، استاد على حسن هم با چهار نفر عمله آمده ، مشغول چينهكشى شدند . آقا ميرزا يحيى خان هم آمدند و اظهار بىپولى نمودند و از من پول خواستند ؛ عذر خواستم . بعد ايشان رفته ، زن خلخالى با آن زن ديگرش و دو برادرهاى خلخالى و پسر خلخالى و دختر خواهر زن خلخالى آمده ، بعد جمال هم آمد . احمد و جمال ناهار سبزى چلو با كوكو و ماهى خورده ، احمد ناهار اسماعيل را برد به مريضخانه كه از آنجا برود خانه عمهاش و يك برج شهريه سنه ماضيه كه اقتدار الدوله به اصرار از ارفع الممالك وصول نموده بود بدهد به عمهاش و قبض بگيرد و برود بازار ، نخود و چايى كه به ميرزا على آقا يزدى سفارش نموده بودم گرفته ، بياورد . جمال هم آرد برداشته ، برد . بعد بيرون آمده به قصد حمام رفتم ، دلاكى كه بايد باشد نبود . مراجعت به خانه . قدرى خوابيده . بعد چايى . عيالات آقاى خلخالى هم بودند . و سپردم كه عصر پول به استاد على حسن پانزده هزار ديگر بدهند كه امروز 25 هزار گرفته باشد . در حوزهء تشكيليون بعد بيرون آمده به خانه عين الممالك رفته ، قدرى نشسته . تلفن به آقا ميرزا رضا خان نايينى زدم كه شما هم بياييد منزل برهان . بعد بلند شده باهم به منزل برهان رفتيم . قريب سى نفر از قبيل شيخ حسن خان ، حاج ميرزا حسين كرمانشاهى ، معدل شيرازى ، تجلى ، رضا قلى خان ، موسى خان نايينى ، ميرزا عبد الله خياط ، ميرزا محمد على خان نواقل ، دبير خلوت ، علاء الدين ميرزا ، آقاى زنوزى ، نورى زاده ، ميرزا معصوم ، ناظم التجار ، عين الممالك ، جوكار ، برهان و خود بنده . صحبت از تشكيل شد . بنده محذورات امروزه را از جهت نظامى بودن شهر گفتم . بعد قرار شد كه پنج نفر بروند و اجازه كتبى بگيرند . اگر رييس الوزراء اجازه دادند ، از روى اساس صحيحى شروع به تشكيلات بشود . يك نفر صاحب منصب آژان هم از كميسرى ناحيه 4 حاضر در مذاكرات شد . بعد صورت مجلسى نوشته به امضاى همه رسانيدند . من نوشتم در صورت رفع موانع و آزادى ، عقيده به شروع در تشكيلات را دارم .